
شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) را به همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم
ستاره ای به نام علی
تك ستاره آسمان فقر بود…زمانی كه این ستاره در آسمان زندگی می درخشید فقر
در آسمان غروب می كرد ، محو می شد ، چون او ستاره درخشان عشق بود…او
نمونه یك انسان كامل بود…او الگوی همه مردمان بود… مهربان بود ، چهره اش همچو
خورشید درخشان بود… شبهای تیره و تار را با حضورش درخشان می كرد ، او همچو
مهتاب بود…
شبها و روزها در كوچه ها قدم می زد با آن پاهای خسته و دلی پاك ، در هر خانه ای
یك ستاره می كاشت و آن خانه را درخشان می كرد ، دلهای غم زده مردمان آن خانه
را شاد می كرد… آن كیست كه این همه محبت در دلش نهفته است؟ آن كیست كه
هر شب به مهمانی در خانه ها می آید؟
آن كیست كه مهمانی ناخوانده است؟ از كجا آمده ؟ از سوی چه كسی آمده ؟
همه این سوالها در ذهن مردمان بود… او یك مرد واقعی بود ، او یك انسان پاك بود…
وقتی كه در سحرگاه عشق داشت نماز عشق را به جا می آورد از آسمان زندگی
محو شد و به سوی دیاری به نام بهشت رهسپار شد… كجاست او كه تن بی جان ما
را با حضورش جان می داد…؟ كجاست او كه مهربانی را همیشه به ما هدیه میداد؟
او اینك بهشت است ، آنجا مهمان همیشگی خداوند است… اینك وقتی به آسمان
تیره و تار نگاه می اندازیم هزاران ستاره را می بینیم كه می درخشد ، در بین تمام
این ستاره ها یك ستاره درخشان به نام علی دیده می شود ، ستاره ای كه دیگر نمی
تواند آن محبت و مهرش را به مردمان هدیه دهد ، او ستاره ای است كه با تمام ستاره
های دیگر فرق دارد…
او ستاره ای است كه اینك در آسمان پر از عشق در دیاری به نام بهشت می تابد
ستاره ای که در یاد همه ما شیعیان جهان خواهد ماند.....
علی كبوتری بود عاشق كه بر روی بام تمام خانه ها می نشست و به آنها مهر و
محبت هدیه میداد…اما مدتی نگذشت كه صیادی آمد و بال آن كبوتر را شكست…دیگر
كبوتری نبود ، مردمان آن كبوتر را به دست خدا سپردند و با نگاهی به آسمان تاریك
اشك می ریختند…و آن صیاد را نفرین می كردند… پس نفرین بر آن صیاد كه كبوتر
عاشق را از ما گرفت…! اینك او از بهشت خدا هوای ما را دارد و مهر و محبتش را به
ما می رساند …
در سحرگاه تلخی ، ستاره عشقمان خاموش شد ، خورشید درخشانمان غروب كرد ،
كبوتر عاشقمان به دنیایی دیگر سفر كرد …
نفرین بر تو ای صیاد كه علی را از ما گرفتی ، لعنت بر تو!
یا علی
